حسینیه شهید حاج حسین خرازی

یارب رضای من بود آندر رضای تو

که اینسان اسیر بند گران برای تو

روز و شبم به ظلمت زندان یکی بود

هر چند روشن است دلم از ضیای تو

از بی کسی و ظلمت زندان مرا چه باک

چون مونسم تویی و منم مبتلای تو

سخت است درد غربت و هجران و انتظار

اما چه غم که سهل شود در هوای تو

از سوز زهر، جان به لب آمد مرا ولی

شادم که می رسم به وصال لقای تو

دیگر زعمر سیرم و از زندگی بری

خواهم که جان خویش نمایم فدای تو

آن کنج خلوتی که برای عبادتت

می خواستم نصیب شدم از عطای تو

ای حجت خدای که باب الحوائجی

داد امید بر تو مؤید گدای تو

 

سید رضا مؤید

br نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم خرداد 1393 توسط سرباز

گوشه زندان مكان موسى جعفر چرا

اين همه ظلم و ستم با آل پيغمبر چرا

گر سر خصمى ندارد با نكويان روزگار

(مى كند آيينه را محتاج خاكستر چرا)

جاى هارون ستمگر بر سرير عزّ و ناز

كنج زندان جايگاه موسى جعفر چرا

آن كه نظم عالم امكان بود در دست او

كُند و زنجير ستم بر پاى آن سرور چرا

گفته اش جز گفته قرآن و پيغمبر نبود

بسته در بند جفا آن حجت داور چرا

حجت يزدان بود در بند نامردان اسير

آسمان زين غم نمى پاشد ز يكديگر چرا

مى رسد از بعد پيغمبر خداوندا چنين

بر مسلمانان ستم از فرقه كافر چرا

در شگفتم اين معمّا را، نمى گيرد هنوز؟

آتش قهر خدا از كافران، كيفر چرا

آن كه جان عالم هستى طفيل هست اوست

در غريبى جان دهد بى مونس و ياور چرا

تا ابد «خسرو» مرا اين مشكل لاينحل است

شيعيان را گوشه زندان بود رهبر چرا

(محمّد خسرو نژاد)

 

 

br نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم خرداد 1393 توسط سرباز


هر چه را خواسته بودیم ز کرم داد رضا

همه را داد ولی کرب و بلا مانده هنوز ...

br نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم بهمن 1392 توسط سرباز

http://www.akhbargoo.com/wp-content/uploads/2012/09/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86.jpg

ما را تمام خلق شناسند با حسین

                  ما نوکریم و حضرت فرمانروا ،حسین

ناز طبیب و منت مرهم کجا کشیم

                 وقتی که هست تربت پاکش دوا  حسین

با هر طپش ز سینه ی ما میرسد به گوش:

                         ای پادشاه تشنه لب کربلا حسین

منت خدای عزوجل را که لحظه ای

                     ما را به حال خویش نکرده رها حسین

در روز حشر سینه زنان ناله میزنیم

                          شور نشور میکند آنجا بپا حسین

نوکر کنار سفره ی ارباب دلخوش است

                     شکر خدا که گشته خریدار ما حسین

آری وصیت همه ی ما همین بُوَد

                         بر روی قبر ما بنویسید یا حسین

صل الله علیک یا ابا عبدالله الحسین

br نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم تیر 1392 توسط سرباز

br